سبک زندگی

تجربه زندگی دینی به سبک شاه عبدالعظیم حسنی علیه السلام

زندگی جناب عبدالعظیم حسنی، سرشار از شاخص های تسلیم و اطاعت پذیری بود، کما اینکه برای دست یابی به فرمان الهی به محضر امام معصوم(علیه السلام) می شتابند و حقیقیت را از ایشان جویا می شوند، ارتباط خود را با امام معصوم(علیه السلام) حفظ می کنند، و در نهایت تأیید امام را نیز دریافت می کنند.

در طول حیات و حضور ائمه اطهار(علیهم السلام) افراد زیادی با ایشان ارتباط و مصاحبت و یا قرابت داشته اند، ولی این نزدیکی زمانی برای اطرافیان ائمه اطهار(علیهم السلام) ارزش و منزلت به وجود می آورد که موجب شده باشد، این افراد سیره و روش اهل بیت علیهم السلام را سرمشق زندگی خود قرار داده باشند و سبک زندگی خود را از آن حضرات معصومین علیهم السلام اقتباس کرده باشند. یکی از بزرگانی که علاوه بر توفیق درک عصر سه امام معصوم علیهم السلام[۱] کارنامه درخشانی از ولایت مداری و الگو برداری از سبک و سیره اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله برای خود به ارمغان برده، جناب«عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی‌طالب،» مشهور به عبدالعظیم حسنی، شاه عبدالعظیم و سیدالکریم است. این امام زاده جلیل القدر که با چهار واسطه به امام حسن مجتبی علیه السلام می رسد،[۲]یکی از نمونه های الگوی زندگی دینی است که سرمشق زندگی او برای جویندگان سعادت و هدایت مایه نجات و رستگاری است.

تجربه زندگی دینی به سبک شاه عبدالعظیم حسنی

در سیره و سبک زندگی جناب سید الکریم شاخص ها و ویژگی های طلایی وجود دارد که به راستی اگر در زندگی و جامعه امروز پیاده سازی شود، زندگی ها رنگ و بوی الهی و قرآنی به خود می گیرد. برای روشن تر شدن این موضوع به برخی از شاخص های ممتاز زندگی این امام زاده جلیل القدر اشاره خواهیم کرد.

۱-ولایت مداری و عرضه اعتقادات به امام معصوم علیه السلام

یکی از ویژگی های ممتاز جناب عبد العظیم حسنی در عین مصاحب و درس آموزی از  محضر امام (علیه السلام) عرضه اعتقادات و باورهای دینی خود به معصوم جهت ارزیابی و داوری است.[۳] این کار مسأله بسیار مهمی است که یک عالم، دین و اعتقادات  خود را به امامش عرضه کند، و ایشان را شاخص و میزان سعادت و کمال بداند. در طول حیات اهل بیت علیهم السلام بوده اند افرادی همچون «نعمان ها» که دانش خود را مدیون شاگردی اهل بیت بوده اند،[۴] ولی با این حال متأسفانه در پایان با امام معصوم علیه‌السلام زاویه گرفته اند، ولی این موضوع را ما در سبک زندگی سید الکریم مشاهده نمی کنیم، چراکه جناب عبد العظیم حسنی مجرای هدایت را تنها حضرات معصومین علیهم السلام می دانند و سرچشمه دانش و معرفت خود را از ایشان دریافت کرده  اند.
احمد بن محمد بن خالد برقی می گوید: عبد العظیم در حال فرار از سلطان، به ری آمد و در سرداب خانه ی مردی از شیعیان در کوچه موالی ساکن شد، او در همان سرداب به عبادت خدا مشغول بود، روز را روزه می گرفت و شب را به عبادت می گذراند.»در زمان کنونی و در زمان غیبت امام معصوم(علیه السلام) نیز شیعیان و پیروان این امامان همام به جای الگو برداری و اقتباس از نظریات دانشمندان غربی می بایست فصل الخطاب تمام نظریات و اندیشه ها را سیره و اندیشه امام معصوم(علیه السلام) بدانند و ایشان را معیار و میزان برنامه های فکری، فرهنگی و اعتقادی خود بدانند. هر چند در زمان کنونی از عرضه اعمال به امام معصوم(علیه السلام) محروم هستیم، ولی با این حال می شود با رجوع به عالمان ربانی و دانشمند، از صحت و سقم باورهای خود مطلع شویم. «فَانْظُرُوا عِلْمَکُمْ هَذَا عَمَّنْ تَأْخُذُونَه‏؛[۵]بنگرید این علم خود را از که فرا مى گیرید.»

۲-  هجرت برای حفظ دین و  دوری از طاغوت

یکی از آموزه ها و شاخص های قرآنی که تأثیر مستقیمی در حفظ دین و ارزش های الهی دارد، در واقع برای افرادی که به دنبال حفظ باور و اعتقاد خود هستند، و در برخی مناطق جغرافیایی امکان دست یابی به این هدف مهم برای آنها فراهم نیست، هجرت است. این افراد باید برای بقاء و تحکم باور و اعتقاد خود به مناطقی هجرت کنند، که این امر را برای آنها تسهیل می کند. در سیره و روش زندگی جناب سید الکریم به خوبی می توان این شاخص دینی را مشاهده کرد، هر چند در عصر جدید گاهاً مشاهده می شود که مهاجرت ها از رویکرد مثبت خود به سوی رویکرد منفی و ضد فرهنگی به خوی گرفته اند به این معنا که افراد به جای اینکه به فضایی مهاجرت کنند که در آن محیط دین و مذهبشان حفظ می شود، به مناطقی وارد می شوند که نه تنها حفظ دین در آن سخت و طاقت فرساست، بلکه گاهاً منش دینی به فراموشی سپرده می شود و رویکرد سکولار در زندگی آنها نفوذ می کند.

۳-ارتباط ویژه و خاص با خدای متعال

جناب سید الکریم اسوه تقوا و پرهیزکاری بود، ایشان در زندگی خود ارتباط ممتاز و ارزشمندی با خدای متعال داشتند، موضوع بسیار مهمی که همه انسان ها برای رسیدن به کمال و سعادت باید در هر شرایط و زمانی سعی نمایند آن را در زندگی خود پیاده کنند، نجاشی در احوالات عبادی و بندگی سید الکریم به این مطلب اشاره می کنند که ایشان در اوضاع خفقان اجتماعی مجبور به فرار از سلاطین جائر بود، ولی با این حال در مخفیگاهان نیز عبودیت و بندگی فوق العاده ای داشت: «احمد بن محمد بن خالد برقی می گوید: عبد العظیم در حال فرار از سلطان، به ری آمد و در سرداب خانه ی مردی از شیعیان در کوچه موالی ساکن شد، او در همان سرداب به عبادت خدا مشغول بود، روز را روزه می گرفت و شب را به عبادت می گذراند.»[۶]

۴-راضی و تسلیم فرمان الهی بودن

متأسفانه یکی از مشکلات جدی و بحران زای جامعه امروزی فاصله گرفتن از شاخص تسلیم و سرسپردگی به فرامین و دستورات الهی است. برخی افراد بدون هیچ بهانه ای به راحتی به خود اجازه می دهند حدود الهی را زیر پا گذاشته و با بی اعتنائی از کنار آن عبور کنند به طوری که  سخن اهل بیت را می شنوند، ولی آن را در زندگی خود پیاده نمی کنند، این در حالی است که زندگی جناب عبدالعظیم حسنی،  سرشار از شاخص تسلیم و اطاعت پذیری بود، کما اینکه برای دست یابی به فرمان الهی به محضر امام معصوم(علیه السلام) می شتابد و حقیقیت را از ایشان جویا می شوند، ارتباط خود را با امام معصوم(علیه السلام) حفظ می کنند، و در نهایت تأیید امام را نیز دریافت می کنند. «مَرْحَباً بِکَ یَا أَبَا الْقَاسِمِ أَنْتَ وَلِیُّنَا؛[۷] خوش آمدى ، اى ابوالقاسم! به راستى ، تو از دوستان حقیقى ما هستى.»  در فرهنگ اسلامی جایگاه دوستی اهل بیت علیهم السلام با اطاعت پذیری از فرامین الهی و دوری از گناه و معصیت به دست می آید، «منْ‏ کَانَ‏ لِلَّهِ‏ مُطِیعاً فَهُوَ لَنَا وَلِیٌ‏ وَ مَنْ‏ کَانَ‏ لِلَّهِ‏ عَاصِیاً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ وَ مَا تُنَالُ وَلَایَتُنَا إِلَّا بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ؛[۸]هر که مطیع خدا باشد دوست ما و هر که نافرمانى خدا کند دشمن ماست، ولایت ما جز با عمل کردن بورع بدست نیاید.»

 پی نوشت ها:
[۱]. ر.ک: معجم الرجال الحدیث، ج۱۱، ص۵۱. «برخی از علما همچون آقا بزرگ تهرانی بر این باورند که ایشان  عصر سه امام معصوم یعنی، امام رضا(علیه السلام)، امام جواد(علیه السلام)، و همچنین امام هادی (علیه السلام) را درک کرده است.»
[۲]. نجاشی، رجال نجاشی، ۱۴۱۶ق، ص۲۴۸.
[۳]. تهرانی، الذریعه،‌ دار الاضواء، ج۷، ص۱۹۰.
[۴]. امام الصادق علیه السلام  والمذاهب اربعة، ج ۵، ص ۱۰۳.
[۵]. الکافی (ط – الإسلامیة)، ج‏۱، ص۳۲، ح۲.
[۶]. رجال نجاشی، ص۲۴۸، ۶۵۳.
[۷]. الأمالی( للصدوق)،  ص۳۳۸، ح۲۴.
[۸]. الکافی (ط – الإسلامیة) ؛ ج‏۲، ص۷۵.

راسخون

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا