قرآن و عترت

اولین سخنرانی پس از بیعت

خطبه شانزدهم از کتاب ارزشمند نهج البلاغه.

 در این مطلب قصد داریم، خطبه شانزدهم از کتاب ارزشمند نهج البلاغه را با ترجمه محمد دشتی مرور نماییم.
و من کلام له (علیه السلام) لما بویع فی المدینة و فی‌ها یخبر الناس بعلمه بما تئول إلیه أحوالهم و فی‌ها یقسمهم إلى أقسام:
ذِمَّتِی بِمَا أَقُولُ رَهِینَةٌ وَ أَنَا بِهِ زَعِیمٌ إِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمَّا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْمَثُلَاتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوَى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهَاتِ أَلَا وَ إِنَّ بَلِیَّتَکُمْ قَدْ عَادَتْ کَهَیْئَتِهَا یَوْمَ بَعَثَ اللَّهُ نَبِیَّهُ (صلى الله علیه وآله) وَ الَّذِی بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً وَ لَتُسَاطُنَّ سَوْطَ الْقِدْرِ حَتَّى یَعُودَ أَسْفَلُکُمْ أَعْلَاکُمْ وَ أَعْلَاکُمْ أَسْفَلَکُمْ وَ لَیَسْبِقَنَّ سَابِقُونَ کَانُوا قَصَّرُوا وَ لَیُقَصِّرَنَّ سَبَّاقُونَ کَانُوا سَبَقُوا وَ اللَّهِ مَا کَتَمْتُ وَشْمَةً وَ لَا کَذَبْتُ کِذْبَةً وَ لَقَدْ نُبِّئْتُ بِهَذَا الْمَقَامِ وَ هَذَا الْیَوْمِ أَلَا وَ إِنَّ الْخَطَایَا خَیْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَیْهَا أَهْلُهَا وَ خُلِعَتْ لُجُمُهَا فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِی النَّارِ أَلَا وَ إِنَّ التَّقْوَى مَطَایَا ذُلُلٌ حُمِلَ عَلَیْهَا أَهْلُهَا وَ أُعْطُوا أَزِمَّتَهَا فَأَوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّةَ حَقٌّ وَ بَاطِلٌ وَ لِکُلٍّ أَهْلٌ فَلَئِنْ أَمِرَ الْبَاطِلُ لَقَدِیماً فَعَلَ وَ لَئِنْ قَلَّ الْحَقُّ فَلَرُبَّمَا وَ لَعَلَّ وَ لَقَلَّمَا أَدْبَرَ شَیْ‏ءٌ فَأَقْبَلَ.
قال السید الشریف: و أقول إن فی هذا الکلام الأدنى من مواقع الإحسان ما لا تبلغه مواقع الاستحسان و إن حظ العجب منه أکثر من حظ العجب به و فیه مع الحال التی وصفنا زوائد من الفصاحة لا یقوم بها لسان و لا یطلع فج‌ها إنسان و لا یعرف ما أقول إلا من ضرب فی هذه الصناعة بحق و جرى فی‌ها على عرق وَ ما یَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ؛ و من هذه الخطبة و فی‌ها یقسم الناس إلى ثلاثة أصناف
شُغِلَ مَنِ الْجَنَّةُ وَ النَّارُ أَمَامَهُ سَاعٍ سَرِیعٌ نَجَا وَ طَالِبٌ بَطِی‏ءٌ رَجَا وَ مُقَصِّرٌ فِی النَّارِ هَوَى الْیَمِینُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّةٌ وَ الطَّرِیقُ الْوُسْطَى هِیَ الْجَادَّةُ عَلَیْهَا بَاقِی الْکِتَابِ وَ آثَارُ النُّبُوَّةِ وَ مِنْهَا مَنْفَذُ السُّنَّةِ وَ إِلَیْهَا مَصِیرُ الْعَاقِبَةِ هَلَکَ مَنِ ادَّعَى وَ خابَ مَنِ افْتَرى مَنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَکَ وَ کَفَى بِالْمَرْءِ جَهْلًا أَلَّا یَعْرِفَ قَدْرَهُ لَا یَهْلِکُ عَلَى التَّقْوَى سِنْخُ أَصْلٍ وَ لَا یَظْمَأُ عَلَیْهَا زَرْعُ قَوْمٍ فَاسْتَتِرُوا فِی بُیُوتِکُمْ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَیْنِکُمْ وَ التَّوْبَةُ مِنْ وَرَائِکُمْ وَ لَا یَحْمَدْ حَامِدٌ إِلَّا رَبَّهُ وَ لَا یَلُمْ لَائِمٌ إِلَّا نَفْسَهُ.

(پس از بیعت مردم مدینه با امام علیه السّلام این اوّلین سخنرانى آن حضرت در سال ۳۵ هجرى است)
۱. اعلام سیاست هاى حکومتى
آن چه مى گویم به عهده مى گیرم، و خود به آن پاى بندم کسى که عبرت‌ها براى او آشکار شود، و از عذاب آن پند گیرد، تقوا و خویشتن دارى او را از سقوط در شبهات نگه مى دارد. آگاه باشید، تیره روزى‌ها و آزمایش ها، همانند زمان بعثت پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) بار دیگر به شما روى آورد. سوگند به خدایى که پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) را به حق مبعوث کرد، سخت آزمایش مى شوید، چون دانه اى که در غربال ریزند، یا غذایى که در دیگ گذارند به هم خواهید ریخت، زیر و رو خواهید شد، تا آن که پایین به بالا، و بالا به پایین رود، آنان که سابقه اى در اسلام داشتند، و تاکنون منزوى بودند، بر سر کار مى آیند، و آن‌ها که به ناحق، پیشى گرفتند، عقب زده خواهند شد.

۲. فضائل اخلاقى امام علیه السّلام
به خدا سوگند، کلمه اى از حق را نپوشاندم، هیچ گاه دروغى نگفته ام، از روز نخست، به این مقام خلافت و چنین روزى خبر داده شدم. آگاه باشید همانا گناهان، چون مرکب هاى بد رفتارند که سواران خود (گناهکاران) را عنان رها شده در آتش دوزخ مى اندازند. اما تقوا، چونان مرکب هاى فرمانبردارى هستند که سواران خود را، عنان بر دست، وارد بهشت جاویدان مى کنند. حقّ و باطل همیشه در پیکارند، و براى هر کدام طرفدارانى است، اگر باطل پیروز شود، جاى شگفتى نیست، از دیر باز چنین بوده، و اگر طرفداران حق اندکند، چه بسا روزى فراوان گردند و پیروز شوند، امّا کمتر اتّفاق مى افتد که چیز رفته باز گردد.
مى گویم: «کلمات امام علیه السّلام پیرامون حق و باطل، از سخنان نیکویى است که کلام کسى از سخن سرایان به آن نخواهد رسید، و بیش از آن چه که ما در شگفت شویم، شگفتى، برابر آن فرو مانده است، در این کلمات امام علیه السّلام ریزه کاریهایى از فصاحت است که نه زبان قدرت شرح آن را دارد، و نه انسانى مى تواند از درّه هاى عمیق آن بگذرد، این اعتراف مرا کسانى که در فصاحت پیشگامند و با سابقه، درک مى کنند.»

۳. سرگردانى مردم، و ضرورت تقوا
آن کس که بهشت و دوزخ را پیش روى خود دارد، در تلاش است. برخى از مردم به سرعت به سوى حق پیش مى روند، که اهل نجاتند، و بعضى به کندى مى روند و امیدوارند، و دیگرى کوتاهى مى کند و در آتش جهنّم گرفتار است. چپ و راست گمراهى، و راه میانه، جادّه مستقیم الهى است که قرآن و آثار نبوّت، آن را سفارش مى کند، و گذرگاه سنّت پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) است و سرانجام، بازگشت همه بدان سو مى باشد.
ادّعا کننده باطل نابود شد، و دروغگو زیان کرد، هر کس با حق در افتاد هلاک گردید. نادانى انسان همین بس که قدر خویش نشناسد. آن چه بر أساس تقوا پایه گذارى شود، نابود نگردد. کشتزارى که با تقوا آبیارى شود، تشنگى ندارد. مردم به خانه هاى خود روى آورید، مسائل میان خود را اصلاح کنید، توبه و بازگشت پس از زشتى‌ها میسّر است. جز پروردگار خود، دیگرى را ستایش نکنید و جز خویشتن خویش دیگرى را سرزنش ننمایید.

خبرگزاری صدا و سیما

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا