اسلام،قرآن و عترت،مهدویت

شرح جزء ۲۰ قرآن| حکومت مستضعفان و پیروزی آنها بر ظالمان

خداوند در سوره مبارکه قصص به با یادآوری حکومت فرعون و ستم‌هایش به پیروزی مستضعفان با اراده الهی و حاکمیت آنها در زمین اشاره می‌کند.

آیات ۱ تا ۳ سوره مبارکه قصص

«طسم * تِلْکَ آیاتُ الْکِتابِ الْمُبِینِ * نَتْلُوا عَلَیکَ مِنْ نَبَإِ مُوسى‏ وَ فِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ» طا، سین، میم. اینها آیات کتاب روشنگر است. ما بخشى از سرگذشت موسى و فرعون را براى (آگاهى) گروهى که ایمان مى‏‌آورند، به درستى بر تو مى‌‏خوانیم.

برخی از دلایل نزول قرآن

۱- قرآن، معجزه‏ ابدى اسلام، از همین حروف الفباى عربى تشکیل شده است، اگر آن‏را کلام بشر مى‏‌دانید شما نیز مثل آن را بیاورید. «طسم، تِلْکَ آیاتُ»
۲- قرآن، کتابِ روشن، شفّاف و همه فهم است. «الْکِتابِ الْمُبِینِ»
۳- بیان سرگذشت پیشینیان، نشانه‏ قانونمند بودن سنّت‏‌هاى الهى در تاریخ است. اگر تاریخ، حساب و کتاب و قانون نداشت، ما نمى‌‏توانستیم از آن براى زندگى امروز خود استفاده کنیم. «نَتْلُوا … مِنْ نَبَإِ مُوسى‏ … لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ‏»
۴- در نقل تاریخ، به فرازهاى مهمّ و عبرت‌‏آموز توجّه کنیم. («نَبَإِ» به خبر مهم گفته مى‏‌شود)
۵- مبارزه پیامبران با طاغوت‌‏ها و ستمگران، الگوى مؤمنان است. «نَبَإِ مُوسى‏ وَ فِرْعَوْنَ … لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ‏»
۶- داستان‏‌هاى قرآن، خُرافه، خیالى و گزافه نیست. «نَبَإِ مُوسى‏ وَ فِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ»
۷- هدفِ قرآن از بیان داستان، هدایت مؤمنان است. «لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ»
۸- اوّلین شرط هدایت، قابلیت است. «لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ»

آیه ۴ سوره مبارکه قصص

«إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِیعاً یسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ یذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ یسْتَحْیی نِساءَهُمْ إِنَّهُ کانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ» همانا فرعون در سرزمین (مصر) سرکشى کرده و مردم آنجا را فرقه فرقه نموده است، گروهى از آنان را به زبونى و ناتوانى کشانده، پسرانشان را سر مى‌‏برد و زنانشان را (براى کنیزى) زنده نگه مى‌‏دارد. به راستى که او از تبهکاران است.

نام پادشاهان مصر، ایران و روم

کلمه‏ «شیع» جمع «شیعة»، در اصل به معناى دنباله‏‌روى و تبعیت است ولى از آنجا که در یک گروه، معمولًا بعضى از بعضى دیگر پیروى مى‏‌کنند، به معناى گروه نیز مى‌‏آید. کلمه‏ «نساء» به معناى زنان است، ولى شاید در این آیه مراد دختران باشند، زیرا در برابر پسران قرار گرفته‌‏اند. کلمه‏ «فِرْعَوْنَ» نام شخص نیست، بلکه عنوان پادشاهان مصر بوده است. چنانکه «کسرى‏» عنوان پادشاهان ایران و «قیصر» عنوانِ پادشاهان روم بوده است.[۱]

دلایل مطالعه و شناخت زندگی پیامبران

۱- شناخت اوضاع و احوال جوامع در هنگام ظهور و بعثت پیامبران، امرى لازم است. «إِنَّ فِرْعَوْنَ …»
۲- در شناخت نظام‏‌ها، اشخاص مهم نیستند، بلکه عملکردها اهمیت دارند. «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی الْأَرْضِ» (نام «فرعون» به ‏خاطر عملکرد استکبارى ومتجاوزانه اوست)
۳- تکبّر و گردن‌کشى، زمینه‏ فساد و گناه است. «عَلا فِی الْأَرْضِ … یسْتَضْعِفُ … یذَبِّحُ …»
۴- تفرقه‌اندازى، بارزترین اهرم سلطه مستکبران بر مردم است. «جَعَلَ أَهْلَها شِیعاً» (تا وقتى مردم اتّحاد و همبستگى داشته باشند، طاغوت‌‏ها قدرتى ندارند و نمى‏‌توانند کارى از پیش ببرند.)
۵- تفرقه، مقدّمه‏ ذلّت‏‌پذیرى است. ابتدا مردم گروه ‏گروه و متفرّق مى‌‏شوند سپس به استضعاف کشیده مى‏‌شوند. «شِیعاً یسْتَضْعِفُ»
۶- اعمال خلاف کارگزاران، به پاى حاکم نیز حساب مى‏‌شود. در این آیات تمام جنایات یاران فرعون، به شخص او نیز نسبت داده شد. «جَعَلَ، یسْتَضْعِفُ، یذَبِّحُ»
۷- خداوند، مسأله تفرقه افکنى را قبل از قتل و کشتار ذکر فرموده است. شاید به خاطر آن که تفرقه زمینه‏ کشتن و یا مهم‌‏تر از کشتن است. «شِیعاً … یذَبِّحُ‏»
۸- سیاست‏‌گذار و دستور دهنده نیز عامل و فاعل جرم شناخته مى‏‌شود. «إِنَّ فِرْعَوْنَ … یسْتَضْعِفُ، یذَبِّحُ، یسْتَحْیی‏»
۹- تفرقه افکنان مفسدند. «کانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ»

آرى هر جامعه که حاکمش متکبّر، مردمش متفرّق، نیروهاى فعّالش مورد تهدید و منافعش در کام طبقه مرفّه باشد، جامعه‏‌اى فرعونى و طاغوتى است.

آیه ۵ سوره مبارکه قصص

«وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ» و ما اراده کرده‏‌ایم بر کسانى که در زمین به ضعف و زبونى کشیده شدند، منّت گذاریم و آنان را پیشوایان و وارثان (روى زمین) قرار دهیم.

همه چیز به فرمان و اراده خداوند است

کلمه‏ «منت» در این‏جا به معناى نعمت بزرگ و با ارزش است، نه منّت زبانى که بازگو کردن نعمت به قصد تحقیر دیگران باشد و مسلّماً کار زشت و ناپسندى است. شکّى نیست که هرگاه اراده‏ الهى بر تحقّق امرى تعلّق گیرد، آن مسئله قطعاً عملى خواهد شد و هیچ مانعى نمى‏‌تواند سدّ راه آن گردد، قرآن مى‌‏فرماید: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیئاً أَنْ یقُولَ لَهُ کُنْ فَیکُونُ»[۲] همانا فرمان اوست که هرگاه چیزى را اراده کند که باشد، پس آن چیز خواهد بود و محقّق خواهد شد.

با این‏که همه نعمت‌‏ها از جانب خداوند است و بندگان در هر نعمتى رهین منّت او هستند، لیکن او در خصوص چند نعمت، تعبیر به منّت فرموده که طبعاً از اهمیت بالاى آنها حکایت دارد، از جمله:

نعمت اسلام
«کَذلِکَ کُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَیکُمْ»[۳] شما نیز خودتان قبلًا این گونه بودید، پس خداوند بر شما منّت نهاد (تا ایمان در جانتان نفوذ کرد)

نعمت نبوّت
«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا»[۴] همانا خداوند بر مؤمنان منّت گذاشت که در میان آنها پیامبرى از خودشان برانگیخت‏.

نعمت هدایت
«بَلِ اللَّهُ یمُنُّ عَلَیکُمْ أَنْ هَداکُمْ»[۵] این خداوند است که بر شما منّت دارد که شما را به سوى ایمان هدایت کرد.

نعمت حاکمیت مؤمنان
«وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ …» در روایات بسیار، حضرت مهدى علیه السلام و حکومت آن بزرگوار در آخرالزمان مصداق اتمّ این آیه معرّفى شده است.[۶]

مسئله حاکمیت مستضعفان بر زمین، با عبارات و بیان‌‏هاى مختلفى در قرآن آمده است:

الف: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ»[۷] خداوند به کسانى که ایمان آورده و کار شایسته انجام داده‏‌اند، وعده‏ خلافت در زمین‏ را داده است.

ب: «وَ لَقَدْ أَهْلَکْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَمَّا ظَلَمُوا … ثُمَّ جَعَلْناکُمْ خَلائِفَ فِی الْأَرْضِ»[۸] بعد از آنکه اقوام ستمگر پیشین را هلاک کردیم … شما را جانشینان زمین قرار دادیم.

ج: «أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُونَ»[۹] بندگان صالح، وارث زمین مى‌‏شوند.

د: «وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کانُوا یسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا»[۱۰] ما مستضعفان را وارث شرق و غرب زمین گرداندیم.

ه: «لَنُهْلِکَنَّ الظَّالِمِینَ. وَ لَنُسْکِنَنَّکُمُ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ»[۱۱] ما ستمگران را نابود وبعد از آن شما را ساکن زمین مى‏‌گردانیم.

مراد از مستضعفان در این آیه، با توجّه به مجهول بودن فعل «اسْتُضْعِفُوا»، کسانى هستند که خود در این امر نقش نداشته و استکبار آنها را به استضعاف کشیده باشد.

پیام‏‌هایی از آیه ۵ سوره مبارکه قصص

۱- حکومت جهانى مستضعفان و حمایت از مظلومان تاریخ، اراده و خواست الهى است. «نُرِیدُ»
۲- در حکومت خودکامه طاغوتى، نیروهاى کارآمد به ضعف کشانده مى‏‌شوند. «اسْتُضْعِفُوا»
۳- آینده از آنِ مستضعفان است. «نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً …»
۴- امامت، همچون بعثت، نعمت ویژه‏اى است که خداوند بر مردم منّت مى‏نهد. در مورد بعثت پیامبر مى‏فرماید: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا»[۱۲] در این‏جا مى‏فرماید: «نَمُنَّ … نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً»

آیه ۶ سوره مبارکه قصص

«وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِی فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یحْذَرُونَ» وبه آنان (مستضعفان) در زمین، قدرت و تمکّن بخشیم، و از ناحیه آنان به فرعون و (وزیرش) هامان و سپاهیانشان آنچه را که از آن بیمناک بودند نشان دهیم.

غلبه مؤمنان بر دشمنان به اذن خدا

۱- مستضعفان مأیوس نشوند که خداوند به آنان نیز قدرت مى‏‌دهد. «وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ»
۲- اگر چه کیفر اصلى طاغوت‌‏ها در جهان دیگر است، ولى در دنیا نیز از قهر الهى در امان نخواهند بود.
۳- خداوند، کافران را به دست مؤمنان، ذلیل و خوار مى‏‌گرداند. «نُرِی … ما کانُوا یحْذَرُونَ‏»
۴- دشمن هر قدر بزرگ باشد، از مؤمنان هراس و وحشت دارد. «ما کانُوا یحْذَرُونَ»

پی‌نوشت‌ها

[۱] . لغت‌نامه دهخدا
[۲] . یس، ۸۲
[۳] . نساء، ۹۴
[۴] . آل‏‌عمران، ۱۶۴
[۵] . حجرات، ۱۷
[۶] . تفسیر کنزالدقایق
[۷] . نور، ۵۵
[۸] . یونس، ۱۳ و ۱۴
[۹] . انبیاء، ۱۰۵
[۱۰] . اعراف، ۱۳۷
[۱۱] . ابراهیم، ۱۳- ۱۴
[۱۲] . آل‌‏عمران، ۱۶۴

انتهای پیام/فارس

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا