انقلاب اسلامی/دفاع مقدس/جبهه مقاومت

روایت لحظه‌های اوج هم‌نشینی «غیرت دینی» و «عقلانیت» در دفاع مقدس

زمانی که صحبت از غیرت دینی و عقلانیت می‌شود، اولین مصادیق این مفاهیم که در ذهن‌ها نقش می‌بندد، غیرت و عقلانیت رزمندگان دفاع مقدس است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنانی طی دیدار با مردم قم به مناسبت ۱۹ دی غیرت دینی را از عوامل قیام ۱۹ دی برشمردند و فرمودند: «برخی تلاش و تبلیغ می‌کنند که غیرت دینی را «بی‌منطقی و خشونت» بنامند اما حقیقت این است که غیرت دینی همراه با عقلانیت و برخاسته از بصیرت است و بصیرت نیز شعبه و مظهری از عقلانیت است ضمن اینکه در عمل نیز در اغلب موارد، غیرت دینی با عقلانیت همراه بوده است.»

ایشان «غیرت دینی» را عامل نجات کشور در بزنگاههای مختلف و تبدیل کردن تهدیدها به فرصت خواندند و افزودند: «غیرت دینی را حفظ کنید زیرا این غیرت دینی مردم بود که کشور را در دفاع مقدس -یعنی آن جنگ بین‌المللی که آمریکا، شوروی، ناتو و ارتجاعِ آن روز برای به زانو در آوردن انقلاب به راه انداخته بودند- پیروز کرد.»

غیرت دینی چیست؟

غیرت دینی، به این معناست که انسان مسلمان اهمیت خاصی نسبت به کیان اسلام و آنچه بدان مربوط می‌شود داشته باشد، با تمام توان در اثبات و اجرای آن بکوشد و از کوچک‌ترین خدشه و تعرّضی نسبت به آن جلوگیری کند. بر این اساس، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، سفارش به حق‌ و صبر، تعلیم و تعلّم و… می‌تواند در راستای غیرت دینی قرار گیرد، چرا که هر یک از موارد یاد شده از یک سو، در تحکیم احکام اسلام مؤثر است و از سوی دیگر، با ضدّ  احکام اسلامی سرستیز دارد.

رهبر معظم انقلاب درباره اهمیت غیرت دینی در تاریخ ۱۳۷۸/۰۳/۰۳ در در دیدار جمعی از ایثارگران و خانواده‌های شهدا می‌فرمایند: «دشمن از ایمان و از غیرت دینی مردم سیلی خورده است؛ او حق دارد که با غیرت دینی دشمن باشد؛ اما دوست نباید به او کمک کند. آن کسانی که به عزّت ایران اسلامی علاقه‌مندند، باید تلاش کنند که روزبه‌روز بر غیرت دینی مردم و جوانان و پایبندی آنان بیفزایند.»

عقلانیت از منظر رهبر انقلاب

مفهوم عقلانیت پیش از آن­که مفهومی سیاسی و اجتماعی باشد، مفهومی فلسفی و بینشی است که مکاتب فکری و فلسفی مختلف رویکردهای متعددی نسبت به آن دارند. به تعبیر مقام معظم رهبری برخی برای توجیه نگاه محافظه­‌کارانه و همراه با ترس خود از واژه عقلانیت استفاده می‌­کنند؛ اما در حقیقت عقلانیت، آن نگاه صحیح، منطقی و مطابق با واقعیات است که با محاسبه‌گری به نتایج منطقی و مورد تأیید عقل انسان می­‌رسد:

«بعضی‌ها اسم عقل و عقلانیّت را که می‌آورند، منظورشان از عقلانیّت ترسیدن است؛ وقتی میگویند عاقل باشید، یعنی بترسید، یعنی منفعل باشید، یعنی از مقابل دشمن فرار کنید! نه، [این درست نیست]؛ ترسوها حق ندارند اسم عقلانیّت را بیاورند. ترسیدن و فرار کردن و میدان را خالی کردن، اسمش عقلانیّت نیست، اسمش همان ترس و فرار و مانند اینها است؛ عقلانیّت یعنی محاسبه‌ِی درست. (بیانات در ارتباط تصویری با مراسم مشترک دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه‌های افسری نیروهای مسلح، ۲۱ مهر ۹۹).

غیرت آن ۲۳ نفر!

اما زمانی که صحبت از غیرت دینی و عقلانیت می‌شود، اولین مصادیق این مفاهیم که در ذهن‌ها نقش می‌بندد، غیرت و عقلانیت رزمندگان دفاع مقدس است. نویسنده کتاب «آن ۲۳ نفر» که حاوی خاطرات بیست و سه نوجوانان است که توسط ارتش بعث، در عملیات بیت المقدس به اسارت درآمدند می‌گوید: «صدام در ابتدا از تعدادی از بچه‌ها خواست خودشان را معرفی کنند. بعد کمی برای ما حرف زد و ابراز تنفر خودش را از جنگ اعلام کرد و این‌که بچه‌های همه دنیا مثل بچه‌های خودش هستند. بعد قول داد که به‌زودی ما را به ایران می‌فرستد و هر‌کدام ما می‌توانیم بعد از برگشت برای او نامه‌ای بنویسیم. صدام در آن جلسه با ما عکس یادگاری گرفت و دخترش هم هدایایی را به ما داد. صدام می‌خواست که ما بپذیریم رژیم ایران (به تعبیر عراقی‌ها) ما را به زور به جبهه فرستاده و کار زننده انسانی انجام داده است، ضمن این‌که ما بچه هستیم و بی‌خود تفنگ دست گرفته بودیم. ما واقعا نمی‌توانستیم این ننگ را تحمل کنیم که آزاد شده دست صدام باشیم. دیگر کارد به استخوان رسیده بود و برای این‌که آنها به این کار پایان دهند، تصمیم به اعتصاب غذا گرفتیم؛ یک اعتصاب غذای سنگین! پنج روزی هیچ غذایی نخوردیم و تقریبا در حال مرگ بودیم که مجبور شدند، ما بیست و سه نفر را به اردوگاه و پیش دیگر اسرا ببرند. البته در این ۵ روز یک چیزی خیلی خوردیم و آن کتک بود. اعتصاب غذا برای این بود که این بازی را تمام کنند ولو به این قیمت تمام شود که ما در اسارت بمانیم. ترجیح دادیم اسیر بمانیم ولی صدام آزادمان نکند که بعد تبلیغات منفی برای کشورمان شود؛ کما این‌که تبلیغات می‌کردند.»

آوینی راوی لحظه‌های اوج هم‌نشینی غیرت و عقلانیت

بهترین مثال تصویری از عاشقان غیور در روایت فتح دیده می‌شود. آوینی راوی لحظه‌هایی می‌شود که اوج هم‌نشینی غیرت و عقلانیت است. یکی از رزمنده‌ها چنین می‌گوید: «فرمانده ما غواص‌ها، کنار اروند گفت: امشب می‌رویم و برنمی‌گردیم. برادران اگر امشب دشمن ما را نزند، کوسه‌ها می‌زنند. کوسه‌ها نزنند، دشمن می‌زند. هیچ‌کدام نزنند ما لای سیم‌های خاردار گیر می‌کنیم. در تله‌های انفجاری شهید می‌شویم. اگر خط را بشکنیم و در خط درگیر شویم، احتمال شهادت بالاست. اگر خط بشکند، فردا همین که هوا روشن شود، پاتک‌های سنگین در نخلستان‌ها شروع خواهد شد. آنها را عقب بزنیم، هواپیماها ما را بمباران خواهند کرد. توپخانه‌ها خواهند آمد، تانک‌ها می‌زنند. در برابر همه اینها مقاومت کنیم، بمباران شیمیایی خواهیم شد. بنابراین کسی به هوای این‌که ما می‌رویم و قطعا پیروز می‌شویم وارد آب نشود. ما داریم می‌رویم نه برای این‌که برگردیم، ما می‌رویم… اما همان خدایی که موسی را از نیل عبور داد، امشب ما را از اروند عبور می‌دهد. خدای آن طرف اروند، خدای این طرف اروند است. ما می‌رویم برای این‌که به وظیفه‌مان عمل کنیم. نمی‌رویم که خاک و نخلستان و آب و رودخانه را فتح کنیم. ما می‌رویم برای این که رفته باشیم. چون امام در جماران منتظر است که به او بگویند بچه‌ها به خط زدند. ما نمی‌رویم برای شکستن خط، ما می‌رویم تا وظیفه‌مان را انجام بدهیم. این حرف‌هایی بود که شهدای غواص و فرماندهان ما، شب عملیات می‌گفتند… بله ستون غواص ما خط را شکست فقط با یک شهید… فتح به‌دست آمد.»

انتهای پیام/فارس

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا